جنگ فقط زندگی بزرگسالان را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. کودکان نیز، حتی اگر مستقیماً در معرض درگیری نباشند، ممکن است از طریق اخبار، شبکه‌های اجتماعی، گفت‌وگوهای بزرگسالان، تعطیلی مدرسه یا تغییر شرایط روزمره با فضای جنگ مواجه شوند. برای یک کودک، شنیدن صدای انفجار، دیدن تصاویر نگران‌کننده یا حتی متوجه شدن اضطراب والدین می‌تواند معنایی بسیار بزرگ‌تر از آنچه بزرگسالان تصور می‌کنند داشته باشد.
به همین دلیل، شناخت تأثیر جنگ بر کودکان و دانستن اینکه والدین در چنین شرایطی چه کاری می‌توانند انجام دهند، اهمیت زیادی دارد. خوشبختانه متخصصان معتقدند بسیاری از کودکان توانایی قابل‌توجهی برای سازگار شدن با شرایط دشوار دارند؛ به‌خصوص زمانی که در کنار خود یک بزرگسال آرام، قابل اعتماد و حمایتگر داشته باشند.

جنگ چه تأثیری بر کودکان می‌گذارد؟

واکنش کودکان به جنگ یکسان نیست. سن، شخصیت، میزان مواجهه با اخبار، تجربه‌های قبلی و شرایط خانوادگی می‌توانند روی واکنش کودک اثر بگذارند.
برخی کودکان ممکن است درباره اتفاقات سؤال‌های زیادی بپرسند و برخی دیگر اصلاً درباره آن صحبت نکنند. عده‌ای ممکن است زودرنج‌تر، وابسته‌تر یا کم‌حوصله شوند و بعضی کودکان نیز ترس خود را از طریق بازی، نقاشی یا رفتارهای روزمره نشان دهند.
از جمله واکنش‌هایی که ممکن است در کودکان دیده شود می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ترس و نگرانی بیشتر از معمول
  • مشکل در خواب یا کابوس‌های شبانه
  • چسبیدن بیشتر به والدین و تمایل به تنها نماندن
  • تحریک‌پذیری و عصبانیت
  • کاهش تمرکز و علاقه به درس
  • شکایت از سردرد یا دل‌درد بدون علت مشخص
  • بازگشت برخی رفتارهای مربوط به سنین پایین‌تر
  • نگرانی درباره مرگ یا از دست دادن اعضای خانواده

یونیسف نیز توصیه می‌کند والدین به تغییرات رفتاری و جسمی کودک، از جمله مشکلات خواب، کابوس، سردرد، دل‌درد یا وابستگی غیرمعمول توجه داشته باشند؛ زیرا کودکان همیشه نمی‌توانند اضطراب خود را با کلمات بیان کنند.

روز کتاب 1404 در دبستان
روز کتاب 1404 در مدرسه سلاله جوان

آیا کودک باید درباره جنگ بداند؟

پنهان کردن کامل واقعیت همیشه بهترین راه‌حل نیست. کودکان معمولاً از منابع مختلف، از جمله مدرسه، دوستان، اینترنت یا گفت‌وگوی بزرگسالان، اطلاعاتی دریافت می‌کنند. اگر والدین درباره موضوع هیچ توضیحی ندهند، ممکن است کودک اطلاعات ناقص یا حتی ترسناک‌تری از دیگران دریافت کند.
راه مناسب، توضیح دادن واقعیت متناسب با سن کودک است؛ نه اینکه تمام جزئیات اتفاقات را برای او تعریف کنیم.
برای مثال، اگر دانش‌آموز دبستانی بپرسد «جنگ یعنی چی؟»، لازم نیست وارد جزئیات سیاسی یا تصاویر خشونت‌آمیز شوید. می‌توان گفت:
«جنگ یعنی بین گروه‌ها یا کشورها درگیری به وجود آمده و بعضی آدم‌ها در تلاش هستند این درگیری را متوقف کنند. می‌دانم شنیدن این موضوع می‌تواند نگران‌کننده باشد. اگر چیزی ذهنت را مشغول کرده، می‌توانی از من بپرسی.»
این شیوه به کودک اطلاعات می‌دهد، اما او را با حجم زیادی از جزئیات ترسناک روبه‌رو نمی‌کند.
مهم‌ترین کار والدین: ابتدا به احساس کودک گوش دهید
گاهی والدین بلافاصله تلاش می‌کنند کودک را آرام کنند و می‌گویند:
«نگران نباش، هیچ اتفاقی نمی‌افتد.»
اما قبل از اطمینان دادن، بهتر است بفهمیم کودک دقیقاً از چه چیزی می‌ترسد.
می‌توانید بپرسید:
«تو درباره جنگ چی شنیدی؟»
«کدوم قسمت این اتفاق بیشتر نگرانت کرده؟»
«فکر می‌کنی ممکنه چه اتفاقی بیفته؟»
«کسی چیزی بهت گفته که باعث شده بترسی؟»
این سؤال‌ها به والدین کمک می‌کند ترس واقعی کودک را پیدا کنند.
یونیسف نیز پیشنهاد می‌کند گفت‌وگو با پرسیدن درباره دانسته‌های کودک و احساس او آغاز شود. همچنین توصیه می‌شود هنگام صحبت، واکنش‌های کودک به دقت مشاهده شود و زبان مورد استفاده با سن و میزان اضطراب او هماهنگ باشد.
اخبار جنگ می‌تواند اضطراب کودک را بیشتر کند
یکی از مهم‌ترین عوامل نگرانی کودکان، مواجهه مداوم با اخبار و تصاویر جنگ است.
ممکن است یک بزرگسال بتواند تفاوت میان یک ویدئوی خبری و یک خطر فوری را تشخیص دهد، اما کودک چنین تحلیلی را همیشه ندارد. تکرار تصاویر، صداها و خبرهای نگران‌کننده می‌تواند احساس کند که اتفاق خطرناک دائماً در حال رخ دادن است.
بنابراین بهتر است:
تلویزیون یا اخبار به‌صورت مداوم در پس‌زمینه خانه روشن نباشد.
کودک به تصاویر و ویدئوهای خشونت‌آمیز دسترسی نداشته باشد.
استفاده از شبکه‌های اجتماعی و منابع خبری متناسب با سن او مدیریت شود.
والدین هنگام حضور کودک درباره جزئیات نگران‌کننده جنگ با یکدیگر صحبت نکنند.

اطلاعات مورد نیاز کودک از منابع قابل اعتماد و متناسب با سن انتخاب شود.
انجمن روان‌شناسی آمریکا نیز بر محدود کردن مواجهه کودکان با اخبار جنگ و تصاویر ناراحت‌کننده تأکید کرده است.

اگر کودک از مرگ یا آسیب دیدن خانواده می‌ترسد، چه کنیم؟

این یکی از سخت‌ترین سؤال‌هایی است که ممکن است کودک بپرسد.
مثلاً کودک می‌گوید:
«مامان، ممکنه تو بمیری؟»
بهتر است به‌جای بی‌اهمیت جلوه دادن سؤال، ابتدا احساس او را ببینید:
«می‌فهمم که این موضوع ترسوندت. وقتی آدم درباره اتفاق‌های ترسناک می‌شنوه، ممکنه نگران خانواده‌اش بشه.»
بعد، بر اساس شرایط واقعی، به او درباره مراقبت‌ها و برنامه خانواده توضیح دهید.
نباید برای آرام کردن کودک وعده‌هایی بدهیم که از آینده آن‌ها مطمئن نیستیم. در عوض می‌توانیم درباره کارهایی که خانواده برای حفظ امنیت و آرامش انجام می‌دهد صحبت کنیم.
اگر برای شرایط اضطراری برنامه خانوادگی دارید، قسمت‌هایی را که کودک می‌تواند بفهمد با او در میان بگذارید. دانستن اینکه در شرایط مختلف چه کسی کنار او خواهد بود و چه کاری باید انجام دهد، می‌تواند احساس سردرگمی را کمتر کند. APA نیز داشتن برنامه خانوادگی و توضیح بخش‌های قابل فهم آن برای کودک را از راهکارهای حمایت از تاب‌آوری می‌داند.
حفظ روتین روزانه؛ یک راه ساده اما مهم
وقتی شرایط بیرون از خانه غیرقابل پیش‌بینی می‌شود، حفظ بعضی عادت‌های آشنا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
زمان خواب، صبحانه، درس خواندن، بازی، مطالعه، ورزش و ارتباط با اعضای خانواده را تا حد امکان منظم نگه دارید.
قرار نیست برنامه زندگی کودک دقیقاً مانند روزهای عادی باشد؛ هدف این است که او هنوز بخش‌هایی قابل پیش‌بینی از زندگی خود را داشته باشد.
برای مثال، اگر کودک مدتی کلاس‌های مدرسه را آنلاین دنبال می‌کند، می‌توانید زمان مشخصی برای درس، استراحت و بازی تعیین کنید. اگر اینترنت قطع شد، فعالیت‌های جایگزین مانند مطالعه کتاب، تمرین نوشتن، نقاشی، بازی‌های فکری یا فعالیت‌های آموزشی بدون اینترنت آماده داشته باشید.
APA حفظ روتین و برنامه‌های آشنا را به‌خصوص برای کودکان خردسال، یکی از راه‌های کمک به احساس ثبات در دوران جنگ می‌داند.
بازی را جدی بگیرید
کودک همیشه نمی‌تواند بگوید «من مضطرب هستم».
گاهی اضطراب او در بازی دیده می‌شود.
ممکن است کودک بارها یک سناریوی ترسناک را با اسباب‌بازی‌هایش تکرار کند، درباره رفتن به پناهگاه بازی کند یا در نقاشی‌هایش موضوعاتی مرتبط با جنگ نشان دهد.
لازم نیست هر بازی را نشانه یک مشکل جدی بدانیم. بازی یکی از راه‌های طبیعی کودکان برای پردازش تجربه‌ها و احساسات است.
می‌توانید بدون بازجویی، همراه او بازی کنید و بپرسید:
«به نظرت این آدم توی این داستان چه احساسی داره؟»
یا:
«اگر این شخصیت ترسیده باشه، چه چیزی می‌تونه کمکش کنه؟»
APA استفاده از بازی، نقاشی و فعالیت‌های خلاقانه را برای کمک به کودکان در بیان احساساتی که شاید نتوانند با کلمات توضیح دهند، پیشنهاد می‌کند.
والدین هم باید مراقب حال خودشان باشند
یکی از نکات مهمی که گاهی فراموش می‌شود، وضعیت روانی والدین است.
کودکان به رفتار، چهره، لحن صدا و واکنش‌های والدین توجه زیادی دارند. این به معنای آن نیست که والدین باید وانمود کنند هیچ نگرانی‌ای ندارند؛ بلکه بهتر است نگرانی‌های بزرگسالانه را به شکلی مدیریت کنند که بار آن روی دوش کودک قرار نگیرد.
اگر خودتان بسیار مضطرب هستید، قبل از گفت‌وگوی جدی با کودک کمی زمان برای آرام شدن خودتان در نظر بگیرید. با یک فرد قابل اعتماد صحبت کنید، اخبار را بی‌وقفه دنبال نکنید و اگر احساس می‌کنید فشار روانی از توانتان خارج شده است، از متخصص کمک بگیرید.

چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟

اضطراب بعد از یک اتفاق ترسناک می‌تواند طبیعی باشد و هر کودکی نیز واکنش متفاوتی دارد. اما اگر تغییرات رفتاری کودک شدید، طولانی یا مختل‌کننده زندگی روزمره او شود، بهتر است موضوع با روان‌شناس کودک یا متخصص سلامت روان مطرح شود.
به‌خصوص اگر کودک برای مدت قابل توجهی با مشکلات خواب، کابوس‌های مکرر، ترس شدید، افت قابل توجه عملکرد تحصیلی، انزوای اجتماعی، تحریک‌پذیری شدید یا تغییرات رفتاری غیرمعمول مواجه باشد، دریافت کمک حرفه‌ای می‌تواند مفید باشد.
هدف مراجعه به متخصص، برچسب زدن به کودک نیست؛ بلکه پیدا کردن راه مناسب برای حمایت از اوست. APA نیز در صورت احساس ناتوانی یا درماندگی والدین در مدیریت شرایط، مشورت با متخصص سلامت روان را توصیه می‌کند.

جمع‌بندی

تأثیر جنگ بر کودکان فقط به حضور مستقیم در منطقه جنگی محدود نمی‌شود. اخبار، تصاویر، گفت‌وگوهای بزرگسالان، تغییر برنامه مدرسه و اضطراب والدین نیز می‌توانند احساس امنیت کودک را تحت تأثیر قرار دهند.

منابع معتبر

UNICEF – How to Talk to You Children About Conflict and War
American Psychological Association – Resilience in a Time of War: Preschool Children
American Psychological Association – Resilience in a Time of War: Elementary School Children
UNICEF USA – How to Talk to Your Children About Conflict and War

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید