یلدا از راه میرسد، روزها بلندتر میشود.
کمکم آمادهی برپایی جشن خواهیم شد.
امسال دخترانمان نقش ویژهای در آمادهسازی یلدا دارند.
دختران دوم و سوم قرار است با صدای خود از مادربزرگهای عزیز برای حضور در مدرسه دعوت کنند: « معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید»
و با نقاشیهای خود، قابی یلدایی بسازند.
دختران چهارم، طراح کارتهای دعوت هستند.
دختران پنجم، مسئولیت فضاسازی یلدایی مدرسه را عهدهدار شدهاند.
دختران ششم به بازار گل میروند و کرسی میچینند.
اولین تجربه کارهای گروهی بزرگ، از دل همین روزهاست که رقم میخورد؛
از دل همین تجربههاست که نشستها شکل میگیرد.
یاد میگیریم چگونه نظرات خود را در جمع بیان کنیم، چگونه نظرات دیگران را بشنویم.
آنجا که نظرات دیگران شبیه نظرات ما نیست، چگونه عمل میکنیم؟
وقتی قرار است مسئولیتی چون فضاسازی در سطح مدرسه را داشته باشیم، چه فرایندی سپری میکنیم.
💭در دل یلدای امسال، دخترانمان آداب میزبانی، کار گروهی و مسئولیتپذیری را تجربه کردند و آموختند نتیجه هرطور که شود، عشق در هر کاری آن را زیباتر میسازد.❤️
با همراهی دختران و مادربزرگهای عزیزمان، بلندترین شب سال را کنار هم به روشنی گذراندیم و با دلهایی که به خاطرات گرم است، به استقبال زمستان میرویم.🪴

بدون دیدگاه